سالی که گذشت مطالب خوبی به کمک خوانندگان و دانشجویان و مراجعین در سایت یا وبلاگم درج شد که شاید نخونده باشید یا خوندن دوباره اش خالی از لطف نباشه، نگاهی بیندازید
در ولگردی های گودری یک سایت پیدا کردیم باقلوا ! میگید نه ملاحظه بفرمایید) جالبه الان رفتم میبینم سایته با جاش محو شده!!!)
سکوت همیشه به معنی رضایت نیست عزیز جان...
.یه دقیقه دستت رو از رو دهنم بردار تا بشنوی!
گریه نمی کنم یک چیزی رفته توی چشمم!
به گمانم ...
یک خاطره است
علی چپ
راست می گفت
این روزها کوچه اش ظرفیت اینهمه متقاضی را ندارد باید بزرگراهش کرد !
فاحشه را خدا فاحشه نکرد ؛ آنان که در شهر نان قسمت می کنند ، او را لنگ نان گذاشته اند تا هر زمان که لنگ هم آغوشی ماندند ، او را به نانی بخرند
یک عمر به ما گفتند "بی بند و بار" نباشید
"بی بند و باری" بد است . . .
تازه فهمیده ایم تمام این مدت از ما می خواسته اند که همیشه "بندی به پایمان" باشد و "باری بر دوشمان" !
کدام آدم و حوا !؟
ما حاصل یک جهش در ژن های آفتاب پرست هستیم !.!.!
که اینگونه به سرعت رنگ عوض می کنیم . . .
این روزها به هر کی "بال و پر" بدی، "دم" در میاره
میگن زنها ونوسی اند و مردها مریخی....
اما بعضیا معلوم نیست از کدوم جهنم دره ای اومدن
خدایا… خسته ای؟
خوابت میاد؟ چایی بریزم؟
پرتغال پوست بکنم؟ تخمه میخوری؟
میخوای بری نیم ساعت بخوابی؟
لنگ بیارم شیشه جلو رو تمیز کنم؟
اینایی که من می بینیم، می بینی کلاً؟
قشنگ مینویسند نه؟ فکر کنم خانمها در مجموع در وبلاگ نویسی دست بالاتری دارند.میگید نه؟ سحر شده ایم؟ جن و جنبل و جادو افتاده به جونمون ؟ رفتم وبلاگ "خارحاسک هفت دنده" که نویسنده خانم دارند را تو گودر میخونم ( خود سایتشون را نمیتونم باز کنم ! ) و مطلب زیر به چشمم میخوره تحت عنوان علائم اخر الزمانی:
پشت بازارچه دو پسر هفت هشت ساله نشسته اند لب جوب ،
اولی به دومی ؛ یادش به خیر امیر عجب روزهایی داشتیم !
امیر : ( آه بلند کشدار ) آره حیف باشه چه زود گذشت
-
-

نظرات شما عزیزان: